تبليغاتX
قلب من و تو

قلب من و تو

من و تو هستيم چون عاشق هم هستيم...قلبم را به تو ميدهم با قلب تو ميتپم...


ارسال شده در شنبه پنجم خرداد 1386 و ساعت 3:59 PM

اول سلام به يه عزيزي که جون دادن براش کم  ِ...تموم عشق من تقديم تو...

راستي عزيزم مردن به پاي تو چه زيباست...

و سلامي مهربون به همه دوستاي خوبمون که توي اين مدتي که نبوديم اينجا رو فراموش نکردن و سر زدن.......

راستي دوستاي عزيز هيچ ميدونيد عشق مثله يک فرشته ست که در يک لحظه انسان رو در آغوش خودش ميگيره و قداست وجودش رو در آني به او مي بخشه؟ تمام زيبايي هاي دنيا در اين واژه خلاصه شده،هيچ مي دونيد زيبايي دنيا در چه چيزه اونه؟ در بي رياييش در خلوص و يکرنگيش، پس بياین تموم اين خلوص وجودمون رو يک جا جمع کنيم و بگيم که ما هم مي تونيم عاشق باشيم و زنگ کليساي عشق رو با دستان پر از احساسمون به طنين بياندازيم هر چند اين صدا قرنهاست در قلب همگان همراه تک تک تپش قلبهایشان به گوش مي رسد و من رو تو رو و هر آنکس که انسانيت رو ميشناسه به سوي اين نداي بي همتا مي خونه،پس دستان ظريفت رو بیار؛در دستانش قرار بده و مطمئن باش مآمني امن تر نخواهي يافت...بارگاهي از محبت که فروشندگانش زيبا رويان حرير پوشند و خريدارانش دلدادگاني همچون من و تو....

ميدوني فرشته ناز من عشق ما يه افسانه نيست که با بستن کتاب به فراموشي سپرده بشه و يا يک حرف بي پايه که به همون سرعتي که به زبان آورده بشه از ذهن بره ميدوني مهربونم عشق ما حجمي داره وسيع تر از تموم احجام هندسي، وجهي داره که هيچ کس جز دل عاشق خودمون نميتونه با چشم درکش کنه و بعدي داره که تنها سازندگانش اون رو ميفهمند.

عشق ما يعني آغاز يعني يک شروع بي پايان ما هميشه عاشق ميمونيم چون ميدونيم که با عشقمون، معني بودن رو درک کرديم و مي خواهيم هميشه باشيم تا ابد...

 

alireza&mahnaz

 

 

 

alireza**mahnaz

 

 

خیلی دوستش دارم....

 

خیلی نازه خیلی خواستنیه ...نمیدونم چه طور شد که اتفاق افتاد برام کاش یه چیزی اختراع کنن از پشت تلفن بشه عطر تنشو فهمید بو کرد کشید تو و اینقدر تو سینه حبس کرد که دیگه جونی برات نمونه... وقتی صداشو میشنوم حس پرواز بهم دست میده نمیدونم کجام یا کیم غرق لذت میشم یاد میره همه حرفایی که میخواستم بهش بگم یاد میره گشنمه یا خوابم میاد یادم میره چه قدر ازم دوره پیش خودم حسش میکنم نفسشو حس میکنم که به صورتم میخوره وای که چقدر من خوشبختم که اسمشو میتونم صدا کنم وقتی براش حرف میزنم خسته نمیشم گلوم خشک نمیشه انرژیمو از دست نمیدم بر عکس خستگیم در میره هزار سال اگه عمر کنم عمرا اگه ازش سیر بشم امکان نداره آخه اون یه فرشته است هیچ وقت بهم بدی نمیکنه هیچ وقت فراموشم نمیکنه هرگز حتی اگه بمیرم تو روح اون من زنده ام به خاطرش همه کار میکنم... من که وجود ندارم بدون اون... اون منه زندگی منه عشق منه برام فرصت نفس کشیدنه...کی میگه بی وفایی رسم عشق ِ؟کی میگه ؟؟؟؟

عشق من،بی تو من کیم؟هیچی....

تو ، اميد زندگی مني... تا حالا شده به داستان زندگی خودتون فکر کنین؟

از اون روزهای اولی که یادتون می‌یاد تا به الان . من بارها بارها بهش فکر کردم و لحظه لحظه‌هاش یادمه. خوشی‌ها، ناخوشی‌ها و... به این نتیجه رسیدم که چقدر زود گذشتن و می‌گذرن... پس حالا که اینطوره عزیزم بیا وقتایی که ناامیدی به سراغمون می‌یاد ، تلاش کنیم تا از خودمون دورش کنیم. به طلوع و غروب خورشید نگاه کن و بخند، ببین مهربون من هنوز امیدواری...به زیبایی رنگهای یه گل کوچیک نگاه کن ، می‌بینی ؟؟؟ هنوز امیدواری.حالا بیا با هم سعی کنیم فقط خوبی‌های دیگران رو ببینم...با وجود همه ی سختیاش... آخه فقط این من و توایم که مهم هستیم... به صدای باروني كه به شیشه ها میزنه گوش کن،آره چقدر قشنگه پس هنوز اميدواری...بیا قول بدیم به همه ی سختی ها،دوری ها،دلتنگی ها،فاصله ها غلبه کنیم تا زودتر تمومشون کنیم... اميد زيباست و به ما انگيزه حركت مي ده. وقتی قلبمون پیش نمی‌ره، امید پیشقدم می‌شه.

پس بیا به خودمون بگیم:سعی کن، تلاش کن تا هرگز ناامید نشی....

 

 

زیباترین تصویری که در زندگیم دیدم نگاه عاشقانه و معصومانه تو بود

زیباترین سخنی که شنیدم سکوت دوست داشتنی تو بود

زیباترین احساساتم بیان دوست داشتنت بود

زیباترین انتظار زندگی ام حسرت دیدار تو بود

زیباترین لحظه زندگیم لحظه با تو بودن بود

زیباترین هدیه عمرم محبت تو بود

زیباترین اعترافم عشق تو بود

 

 

 

 

 

دلم برای بارون تنگ شده ،برای صدای قطره هاش... 

دلم تنگ شده برای پرسه در زیر بارون، بارونی که به من آموخت رسم زندگی رو....

تو اون روزها بارونی بود برای قدم زدن در زیرش و خالی کردن دل های پر از غم....

اما حالا نه بارونی هست و نه ابری ، این روزها تنها یک قلب ِ که پر از دلتنگیه....

ای بارون ببار که منم مثل تو و همراه با تو ببارم...

ببارم تا خالی شم ، از غصه ها از دلتنگی ها رها شم....

اگه عشقم از من دوره و نمیتونه اشکهام رو از گونه هام پاک کنه

ای بارون تو میتونی با قطره هات اشکهایی که از گونه هام سرازیر میشه

رو پاک کنی....

ای بارون ببار تا خیس خیس شم...

خیس تر از پرنده ای تنها که روی بام شاخه درخت نشسته....

اگه از دوری ِ یارم بغض گلویم رو گرفته،تنها یک آرزو برای خالی شدن خودم دارم، آرزوی غروب و بارون.....

کاش غروبی بیاید همراه با بارون برای خالی شدنم....

و ای کاش و کاش و کاش یارم نیز در کنار آن دو باشد.......

بارون ببار که دلم هوای یارم رو کرده........................................

 

 

 

بارون

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


نويسندگان : [ علیرضا و مهناز ] موضوع : [ <-قلب من و تو-> ]
[ ] [ لينک ثابت مطلب ] [ 5 ]


copyright © ghalbe-man-to All right reserved
This Template Designed by Mehran Rostami Copyright © 2005 Pars Theme

هزارويك كد