
نزديک، دور، هرجايي که هستي من باور دارم که قلب هايمان خواهد تپيد و ما براي هميشه باهم خواهيم بود...و نخواهيم گذاشت کسي جاي من و تو را در قلب هايمان بگيرد...
من و تو ميميريم ولي به عشق هم...تنها من و تو...عليرضا و مهناز...
قلب من و تو
من و تو هستيم چون عاشق هم هستيم...قلبم را به تو ميدهم با قلب تو ميتپم...
ارسال شده در چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386 و ساعت 0:37 AM
هیچگاه مثل اون لحظه آروم نبودم هنگامی که تو رو در آغوش گرفتم....
زیباترین و پر احساس ترین لحظه زندگیم بود.....
لحظه ای که من و تو با هم به اوج عشق رسیدیم....
لحظه ای که احساس کردم تو تنهای تنها برای من و قلب عاشقم هستی....
لحظه ای که احساس کردم که دیگه اسیری در قلب مهربون تو هستم....
اون لحظه احساس میکردم که یک عاشق واقعی هستم ، عاشقی که مدتها بود
انتظار چنین عشقی رو می کشید....
هنگامی که روی لبای تو بوسه زدم تلخی های زندگی همه از یادم رفتند و طعم شیرین
زندگی و عشق رو در کنار تو چشیدم....
بوسه ای که عشق رو در وجودم شعله ور کرد.....
هیچ لحظه ای در زندگیم مثل لحظهء در آغوش گرفتنت و بوسه گرفتن از
اون لبای سرخ،برایم زیبا نبود....
با افتخار تو رو در آغوشم بردم و با غرور بر لبات بوسه زدم و با احساس
آرامش و عشق به تو گفتم عزیزم خیلی دوستت دارم....
سرت رو روی شونه هام گذاشتی و درد دلهای عاشقونت رو تو گوشم زمزمه
میکردی و من تنها نشسته بودم و به درد دلهای عاشقوت گوش میکردم....
اون لحظه مثل پرنده ای بودم که در اوج آسمون آبی در حال پرواز ِ...
مثل امواج دریایی بودم که ساحل عشق رو در آغوش خود میگیره .....
عزیزم من,تو رو برای خودت میخوام ، نه برای نیاز خویش....
تو رو برای وجود پر مهرت ، قلب عاشقت ، پاکی و صداقتت ، یکرنگی و یکدلیت
و اون حرفهای عاشقونت میخوام.....
هیچگاه مثل لحظه ای که در کنار توام شاد نیستم....
لحظه های در کنار تو نبودن لحظه های سرد و بی حوصله ای است...
همیشه به انتظار دیدار با تو بهترینم هستم!
عزیزم بیشتر از همه کس دوستت دارم ، و زندگی رو تنها با تو خوشبخت میبینم....
و حالا
این منم خوشبخت ترین مرد دنیا..........

زيباترين لحظه هام...................
يادت در ذهنم...
و عشقت در قلبم...
و عطر مهربانيت در تموم وجودم است...
عزيزم محبت رو در پاکي نگاهت....
و صداقت رو در وجود مهربونت...
معني کردم
و بدون که
زيباترين لحظه هام در کنار تو بودن است....



اون لحظه که دلتنگ یارم میشم خود به خود هوس بارون رو میکنم
اون لحظه که اشک از چشمام سرازیر میشه هوس یک کوچه تنها رو میکنم
اون موقع است دلم میخواد تنهایی در زیر بارون بدون هیچ چتر و سر پناهی قدم بزنم
قدم بزنم تا خیس خیس شم ، خیس تر از قطره های بارون
خیس تراز درختا ،حتی خیس تر از آسمون
اون لحظه که خیس خیس می شم ، دلم میخواد باز زیر بارون بمونم
دلم نمیخواد بارون قطع شه
دلم میخواد مثل آسمون که بغضش رو خالی میکنه، خالی شم
از دلتنگی ها
از این شب پر از تنهایی
تنها صدای قطره های بارون رو میشنوم و اشک میریزم ، و آرزوی یارم رو میکنم
دلم میخواد آسمون با اشکهاش سیل به پا کنه
اون موقع کمی آروم میشم و دیگه تنهایی رو احساس نمیکنم ، چون بارون در کنارم ِ
بارون منو آروم میکنه
بارون منو از غصه ها و دلتنگی ها رها میکنه
بارون منو به آرزوهام نزدیک میکنه
هنگامی که بارون می بارید ، بغض غریبی گلویم رو گرفته بود دلم میخواست مثل
آسمون که صدای رعدش پنجره های خاموش رو میلرزوند فریاد بزنم
فریاد بزنم تا یارم هر جای دنیاست صدای منو بشنوه
صدای کسی که خسته و دلشکسته با چشای خیس و دلی عاشق
در زیر بارون قدم میزنه، تنهایی در کوچه های سرد و خالی
کجایی ای یار من؟
کجایی که جای تو عزیزم در کنارم خالیست
در این شب بارونی تو رو میخوام ، جای خالی تو خیلی عذابم میده
کاش دستای گرمت توی دستام بود ، کاش صدات همچو صدای قطره های بارون
در گوشم زمزمه میشد
تو بودی و شبی عاشقونه رو با هم داشتیم
تو که نیستی منی که همون مرد تنهام قصه ای غمگین رو تو این شب بارونی خواهم داشت
قصه مردی تنها در یک شب بارونی،شبی که احساس میکنم بیشتر از همیشه عاشقم
آره اون شب فهمیدم که بارون بهترین سر پناه من برای رفع دلتنگی هام ِ ....

كسي در باد مي خواند تو را تا اوج مي خواهم
براي ناز چشمانت چه بي صبرانه مي مانم
دلم تنگ است و بي يادت
در اين غربت نمي مانم
تو هستي در وجود من
تو را هرگز نمي رانم

نويسندگان : [ علیرضا و مهناز ] موضوع : [ <-قلب من و تو-> ]
[ ]
[ لينک ثابت مطلب ]
[ 5 ]
ارسال شده در پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386 و ساعت 11:26 AM
آدما فكر ميكنن كه گل سرخ مظهر عشق و وفا دوستي و صداقته.
آدما در خيالشون به گل سرخ به يه جوره ديگه به يه نحوه ديگه نگاه ميكنند.
اما ...
من تو خيالم به گل سرخ مهربانتر از ديگران نگاه ميكنم.
من گل سرخ را به كسي هديه ميكنم كه خودش مظهري از وفا دوستي و صداقت باشه.
تا بتونه گل سرخمو درك كنه.بتونه بوي دلنشينشو از ته دل وارد قلب پاكش بكنه...
اینو تقدیم میکنم به یه عزیز که خودش خوب میدونه ...
چقدر دوسش دارم...

اگه میبینی عاشقتم ، دیوونتم و تموم فکر و زندگی من تو شدی
عزیزم بدون که این دست خودم نیست…
اگه میبینی چشام در بیشتر لحظه ها خیس ِ و دستام سرد ِ و
اگه میبینی همه لحظه های از تو دور بودن اینهمه سخت و پر از غم و غصه است بدون
که این دست خودم نیست...
دست خودم نیست که هر شب به آسمون نگاه می اندازم و ستاره ای
درخشان رو میبینم و به یاد تو می افتم…
دست خودم نیست که دوست دارم همیشه در کنارت باشم ، دستای مهربونت رو بگیرم ،
روی لبات بوسه بزنم و تو رو در آغوش خودم بگیرم...
به خدا دست خودم نیست که همه لحظه ها تو رو جلو چشام میبینم و به یاد تو هستم...
عزیزم دست خودم نیست که اینهمه تو رو دوست دارم...
این همه احساسات عاشقونه که من برای تو مینویسم دست خودم نیست…
همه این احساسات و عواطف عاشقونه از این قلب عاشق منه،و بدون که تموم
این دردسر ها و غم ها و غصه ها و اشکها،درد این قلب عاشق منه...
این قلب سرخ و کوچیک من انتظاری بالاتر از عشق داره...
این قلب من تو رو میخواد و به جز تو هیچ چیزی از من نمیخواد...
نه خونی میخواد و نه نفسی...
نه زندگی رو میخواد و نه هم نفسی...
این قلب سرخ تنها تو رو میخواد...
فقط تو رو...
عزیزم دست خودم نیست ، دست این قلب پر توقع من است...
به قلبم حق میدم که تنها تو رو میخواد چون تو اولین و آخرین عشق واقعی و همدلی هستی
که در اعماق قلبم نشسته ای و کسی هستی که میتونی قلبم رو برای همیشه پیش خودت
نگه داری و با حضورت در قلبم انتظار اونو برآورده کنی چونکه
تنها تو لایق اون هستی عزیزم…


![]()
جمعي از متخصصان اين سوال را براي گروهي از کودکان بين 4 تا 8 ساله مطرح کردند که
" عشق و دوست داشتن به چه معني است؟!"
پاسخ هايي که دريافت کردند بسيار وسيع تر و عميق تر از آن بوده که حتي کسي بتواند
تصور کند .
از زمانيکه مادربزرگم دچار آرتروز شد ديگر نميتوانست خم شود وناخن هاي پايش را لاک بزند .
از آن به بعد هميشه پدر بزرگم اين کار را برايش انجام ميداد .حتي وقتي که دستهاي خودش هم آرتروز شد.
اين عشق است.(8ساله)
وقتي کسي شما را عاشقانه دوست مي دارد . شيوه بيان اسم شما در صداي او متفاوت است
و تو ميداني که نامت در لبهاي او ايمن است .(4 ساله)
عشق يعني آن هنگامي که براي خوردن غذا با کسي بيرون ميروي و بيشتر چيبس خود را به او
ميدهي بدون آنکه توقع متقابلي داشته باشي.(6 ساله)
عشق آن چيزي است که در اوج خستگي ، لبخند را به لبانت مي آورد .(4 ساله)
عشق يعني آن زماني که مامان براي بابا قهوه درست مي کند وبراي اطمينان از خوبي طعمش
کمي از آن را مي نوشد .(7 ساله)
عشق زماني ايست که به شخصي مي گويي از لباسش خوشت آمده و او از آن به بعد
هر روز آن را مي پوشد!!(7 ساله)
عشق يعني آن زمانيکه مامان بهترين تيکه مرغ را براي بابا ميگذارد .(5 ساله)

حالا
به نظر شما عشق و دوست داشتن چيه ؟ آيا دوست داشتن ها هم بين خودشون تفاوتي داره ؟
آيا شما اون طوري که پدر و مادرتون رو دوست داريد عشقتون رو هم دوست داريد ؟
آيا اعتقاد داريد هنوز هم عشق وجود داره ؟ چرا وقتي از یه نفر میپرسی عشق یعنی چی بهت
میگه عشق یعنی اینکه همسرم برای من بچه بیاره یا عشق یعنی اینکه پدر زنم پولدار باشه...
متاسفانه دوستي دخترها و پسرها بيشتر تبديل به يک ابزار شده يعني در اين نوع دوستي ها
احساس و علاقه رو به کلي فراموش شده و فقط جنبه مادي اين قضيه در نظر گرفته میشه.
ميدونيد عشق و محبت واقعي چيه ؟ عشق و محبت واقعي اينه که با ديدن معشوق دیگه هیچ
آرزویی نداشته باشه...جز صداي نفسهاي معشوقش هیچی آرومش نکنه...
حالا ببينيم ما در کجا قرار گرفتيم ؟
آيا ما به اين مرحله رسيديم که اگر روزي عشقمون ترکمون کرد از خدا تقاضاي مرگ کنيم ؟
رسيدن به اين درجه نيازمند سالها رنج و زحمته و بدونيد خداوند اين هديه رو فقط به بندگان خاص
خودش عطا ميکنه پس بيايد همين امروز به یه عشق واقعي فکر کنيم و در عشق واقعي هوسها
رو به دور بريزيم.ميدونيد عشق و هوس درست دو نقطه مقابل هم هستند...
کسي نميتونه ادعا کنه عاشقه ولي به عشق خودش آلوده نگاه کنه...
به اميد اينکه اگه یه روزی عشق رو تجربه کردیم اونقدر قدرت داشته باشیم که بتونیم پاک نگهش داریم....

نويسندگان : [ علیرضا و مهناز ] موضوع : [ <-قلب من و تو-> ]
[ ]
[ لينک ثابت مطلب ]
[ 5 ]
ارسال شده در دوشنبه ششم فروردین 1386 و ساعت 5:59 PM
هر شب دلم میگیره ، هر شب جای خالی تو رو میبینم و دلم میگیره...
هر شب چشمام از اشک ریختن خیس ِ خیس ِ...
هرشب وقتی که به یاد تو می افتم دلم به درد می آد...
هر شب شمعی رو میبینم که در گوشه دلم خاموش مونده...
هر شب خواب از چشمام فراریه و اگه با صدای تو به خواب برم
خواب با هم بودنمون رو می بینم و از خواب بیدار می شم...
هر شب کابوس سفرت رو میبینم ، کابوس رفتنت رو میبینم و گونه ام خیس میشه...
هر شب دستام رو به سوی آسمان بلند میکنم و آرزو میکنم تو برای همیشه مال من باشی...
هر شب برام همون نیمه شب عشق است و تکرارش برام یک آرزوی بزرگ...
هر شب که صدای آرامش بخشه تو در گوشم میپیچه،غم دوری از تو در قلبم غوغا میکنه...
شبی که اشک از چشام مثل سیل جاری می شه ، همون شبیه که دستام آرزوی
گرفتن دستای پر از احساست رو داره و شونه هام التماس شونه های مهربان تو رو میکنه...
باورت میشه عزیزم هر شب با دیدن عکس تو به خواب می رم؟ عکسی که تا صبح در آغوشمه...
عکسی که خیس خیس است و خیسی آن به خاطر اشکای منه...
هر شب بدون تو برام تکراریه...یه جور عذاب...
آخه چرا ازم دوری؟.... من به تو و عشق تو نیاز دارم...
ثانیه ها خیلی کند حرکت میکنن، و ساعت اتاقم خواب خواب ِ...
حالا من موندم با این همه دلتنگی...
كسي نمیدونه گريه هاي گاه و بی گاهم براي توئه...
هیچوقت كسي ندونست دلیل گريه هام چیه...
بغض های تلخ من...
بارون اشكم...
هجرت تو...
التماس هاي كودكانه قلبم برای نرفتنت...
میگی با این همه دلتنگی چیکار کنم...
کاش شبی برسه که تو در کنارم باشی و آن شب بهترین لحظه زندگیم میشه...
کاش تو در کنارم بودی تا هنگام گریه هام منو آروم میکردی...
کاش زمان دلتنگیم تو در کنارم باشی تا سرم رو ،روی شونه هات بذارم و گریه کنم...
خدایا...
خدايا آن کسی را که بيشتر از جانم دوستش دارم از هر گونه گزند مصونش بدار...
خدايا آنکسی را که من دوستش دارم
چشمانش به اندازه يک دنيا زيباست
و مهربانيش به اندازه درياست
و لطافتش به اندازه گلهاست
و زيبايش به اندازه دنياست
الهه زيبايی من است
تبلور ذرات وجود من است
تمامی لحظات زندگانی من است
ذره ذره روح من است
و او کسی است که.…....
مهربانیش قابل توصیف نیست و دوست داشتنش قابل شمارش نیست
دلم می خواست که.…....
مهربانی و صفایش
دوست داشتن و وفایش را در تمامی دنیا فریاد کنم
نويسندگان : [ علیرضا و مهناز ] موضوع : [ <-قلب من و تو-> ]
[ ]
[ لينک ثابت مطلب ]
[ 5 ]
copyright © ghalbe-man-to All right reserved
This Template Designed by
Mehran Rostami Copyright © 2005
Pars Theme